نظر محمدرضاجلایی پور در مورد روشنفکران
سالهاست دنبال شناختن کسانی بودهام که کلوزآپِ شخصیت و منششان زیباتر و دیدنیتر از لانگشاتاش باشد و از نزدیک دلچسبتر از دور باشند. اما بعد از شناخت نزدیک از بسیاری از بزرگان روشنفکری و علم و سیاست و دین و هنر متوجه میشدم بزرگیشان بیشتر از نوع شایعه بود. برخی را حتی آرزو میکردم که کاش از نزدیک نمیشناختم. مصطفی ملکیان از معدود بزرگانی بود که هر چه بیشتر و از نزدیکتر شناختم و در پانزده سال گذشته در سفر و حضر جزئیات رفتارها و خصائلاش را بیشتر تماشا کردم، در نظرم بزرگتر شد و بیشتر دوستاش داشتم.
علیرغم نقدهایم و اختلاف نظرهایی که از موضع شاگرد کوچکش با او دارم، از کمتر انسانی به اندازهی او آموختهام. علاوه بر فضل فراوان و پرکاریِ روشنگرانه و خوشثمرش، توجه و احترام عمیق و نگاهِ بدون ارتفاعش به «دیگرانِ معمولی»، فروتنی، غمخواری برای دوستان و آشنایان و غیرآشنایان، خوب شنیدن، شجاعت تغییر، بینیازی به عناوین علمی و اجتماعی و «دردسترس» بودنش او را دوستداشتنیتر کرده.
از روی دوستی، تقربیا در همهی روزهای سفر و دیدارها و تماسهای تلفنیِ پرشمار، نظر یا منشی از او را نقد کردهام و در واکنش جز انصاف و بزرگیمنشی و محبت ندیدهام. یکی از دوستان جوانم چند هفته پیش برای اولین بار به دیدارش رفته بود و بعد از بحث و اختلاف نظری داغ در حضور دیگران شگفتزده شده بود که از مصطفی ملکیان در نهایت شنیده بود: «حق با شما است. من اشتباه میکردم.» وقتی سردبیر مجلهی اندیشه پویا از مصطفی ملکیان دربارهی مصاحبه با ابوالقاسم فنایی مشورت خواسته بود، به تشویق اکتفا نکرده و گفته بود: «من خودم میآیم از طرف مجله با ایشان مصاحبه میکنم» و این کار را کرد. تواضعی بسیار کمیاب. از این چشمهها کم از او ندیدهام.
اغلب روشنفکران شاخص ایران حتی خارج از کلاس درس و سالن سخنرانی هم در فیگورِ نمایشیِ روشنفکر میمانند، ولو در خانه و سفر و تنهایی! مصطفی ملکیان ولی میتواند در عین استادی، دوستی خوشمرام و شفیق و بیادا با کودک درونی مرئی و لطیف باشد.
متولد خرداد .عاشق آفتاب "ىاران "برف "گیاه "و هر پدیده ای که نشانی از او دارد .